بـ ران ــا

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۴۷ ب.ظ

فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده :

یکى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید ، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم ؟!

شب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد دکن به خانه فلان کس مراجعه کنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو :
به آسمان رود و کار آفتاب کند .

پس از این خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهید !!

بار دیگر حضرت را خواب مى بیند که مى فرماید : سخن همان است که گفتم ، اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت کن ، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى :
به آسمان رود و کار آفتاب کند
پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن ، کتاب ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى رساند و اهل خیر هم با او مساعدت مى کنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گیرد ، مردم از این که طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى کنند .
وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى کنند مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید :
به آسمان رود و کار آفتاب کند

فوراً راجه پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید .
مراسم به صورتى نیکو انجام مى گیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود . فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پر زینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى که کنار دستش بود ، پرسید : چه خبر است ؟

گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پیش خود گفت : وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است .

هنگامى که مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست .

آنگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت : آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم ، و همه مى دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است ، یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دین ، هم اکنون صیغه عقد را جارى کنید .

چون صیغه جارى شد طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود ، پرسید : شرح این داستان چیست ؟

راجه گفت : من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام) شعرى بگویم ، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ایران مراجعه کردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (علیه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید ، نصف دارایى ام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمدید و مصراع دوم را گفتید ، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است .

طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟

راجه گفت : من گفته بودم :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند

طلبه گفت : مصراع دوم از من نیست ، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است .

راجه سجده شکر کرد و خواند :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند

نظرات  (۲۷)

۱۳ مرداد ۹۲ ، ۰۳:۴۳ تبا(تربیت بسوی الله)
سلام
باز هم مثل همیشه عالی
امام عسگری(ع): اگر بنا بود مردم به چیزی غیر از خدا سجده کنند هر آینه امر میشد همه به علی (ع) سجده کنند.(ارشادالقلوب)
واقعا لذت بردم و با اجازت میخوام در وبلاگم استفادش کنم. اجازه؟
پاسخ:

سلام 

بفرمائید نشر مطالب از وبلاگ بنده ایرادی ندارد 

خوشحال میشوم

سلام با تشکر از حضورت و مطالبی که نوشتی

۞ خداترس شویدونیک بیاندیشیدکه چه عملی برای فردای قیامت خودپیش می فرستید."حشر/18"
۞ دوراندیشی،نیمی اززندگی است."حضرت محمد(ص)"

۞ پیروزی بادوراندیشی است ."حضرت علی(ص)"

۞ درهمه ی کارهایی که برایت ممکن است،محتاط باش."امام صادق (ع)"

۞ احتیاط رااندازه ای است که چون ازآن بگذرد،ترس است."امام حسن عسگری(ع)"
خیلی لذت بردم ..
نمیدونستم مصرع دوم از خود حضرته
پاسخ:
منم همینجور
سلام و عرض ادب و آرزوی قبولی طاعات
در حرم کریمۀ اهل بیت (ع)دعاگو بودیم در این لیالی پربرکت.
مطلب بسیار زیبایی بود ولی ترجیح می دادم با قلمی روان تر و بروزتر بازنویسی می شد.
امیدوارم امیر مؤمنان (ع) از آن نظر لطف های ناب به ما هم بکند.
شعر سید برقعی غوغاست. مثل همۀ آثار دیگرش. خدا حفظش کند و طبعش را هر روز آسمانی تر نماید . دست "etedal92" هم درد نکند که این شعر زیبا را گذاشته تا ما بخوانیم و حظ ببریم.
التماس دعا.
پاسخ:

سلام

عاقبت شما هم بخیر 

بله شعر واقعا زیبا بود

با آروزی قبولی طاعات در لیالی قدر

اگر روسری ام را برندارم...
www.monavar.net
۱۰ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۳۸ دلنــــــــامه
شما با افتخار لینک شدید
پاسخ:
شما هم لینک شدید
۱۰ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۲۲ عاشقان امام رضا
سلام
خسته نباشید
وبلاگ بسیار زیبا و با محتوایی دارید
بدون اغراق از حضور در وبلاگ شما لذت بردم
خدا قوت
التماس دعا
خوشحال میشیم به ما هم سر بزنید.
http://asheganeemamreza.xpa.ir
پاسخ:

سلام

        ممنون

ب روی چشم

سلام.بسیار زیبا بود.بروزم تشریف بیارین
پاسخ:

سلام

ممنونم میرسم خدمتتون

سلام علیکم
طاعات قبول ان شاء الله
داستان زیبا وتاثیر گذاری بود
منبع رو هم ذکر می کردید خیلی بهتر میشد ازش استفاده کرد
پاسخ:

سلام

ممنونم

http://anjoman.tebyan.net/newindex.aspx?pid=17257&threadID=571933&forumID=461

منبع : تبیان

آقا ما حال فرمودیم با این
پاسخ:

سلام

        آقا خدا رو شکر

سلام جناب باران
آخی قربون این آقا برم چقدر کریمه و مظلوم

اونوقت این وهابی های کثیـــــــــــــفــــــــ ...

پاسخ:

سلام رساااااااااا


باز زلزله اومد  خدا رحم کنه  

من که به شما گفتم اما شما گوش نمیدی

سلام
با احترام دعوتید به نم نم باران
پاسخ:

سلام 

        ب روی چشم

با سلام به روزم با مطلب حقیقت چیست
پاسخ:

سلام

       میام

سلام
ممنون . خسته نباشید .
پاسخ:

سلام

       ممنونم

۰۹ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۱۲ کامیار مولودی
سلام ... دلنشین بود ...
پاسخ:

سلام

        خواهش

۰۹ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۲۰ حضرت مادر.سـ
سلام،تقبل الله اعمالکم و طاعات

1-معذرت بابت کم رنگ شدن اخیر
2-به روزیم با مطلبی به مناسبت شهادت اول مظلوم
شکسته تا ابرو فرق مرتضی(ع)

تمام هستی ام از آن زهرا(س)ست-yacin.blog.ir
پاسخ:

سلام

        به همچنین شما 

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ
فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَکَةِ؛
ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است که خداوند در آن
را میافزاید و گناهان را پاک میکند و آن ماه برکت است.
~~*`~´.* .(;@;).`~"´
~~. ,~. ,.* . `~ ´ *.*´.,~.,
~~(;@;). ,.~. ,´ .*.* .(;@;)
~~ `~´..(;@;) *.*,.~. ,`~"´
**
~~ (;@;)*.. ,.~., .`"~ ´,.~.,
~~~`~".´ *.(;@;)*.*. (;@;)
~~~~~*,.~.,`~´,.~,.´`~´
~~~~~ (;@;).*.(;@;).**.
~~~~~ `~´ * ~ `~".´~
~,____*:( ;@;)*(;@;).*;"___,
~ \@_\,*`.";:( ;@;),*;,*/_@_/
~~~~ ,_@\*:;:;`."*/@,
~~~~ \_@\,\\|//,/@_/
~~~~~~,---.\\|,/,---,
~~~~~~(*-}.(*){* )
~~~~~~."---" /|\ `---"
~.~~~~~ / /|||\ \
~~~~~~~-,/ ||| \
_________קקקק×
______ק×_________ק×
____ק×______))______ק×
__ק×_______((________ק×
__ק×________()_________ק×
_ק×________(,,,)_________ק×
_ק×_______,",|,",_________ק×
__ק×_____[_____]______ק×
___ק×___[_______]___ק×
_____ק×_[_______]_ק×
___$$$$$$$$______$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
______$$$$$$$$$$$$$$$$$
________$$$$$$$$$$$$$
___________$$$$$$$
_____________$$$
______________$
الهی!!!
خدای تنهایی من.....
چه بسا هر گره ای که در کار من می اندازی
همچون گرهای قالی باشد که با انها برای
سرنوشتم نقشی زیبا بیافرینی
امین.......
پاسخ:
آمیـــــــــــــــــــــن
۰۹ مرداد ۹۲ ، ۱۰:۳۱ جواد کشاورز
اقو سلام عرض کردیم
چه خبررررررررررررررر؟
گالری عکس راه انداختی
گفتم یه سری به رفیقمون زده باشیم
پاسخ:

سلام

        ممنون برادر خونه خودته  

سلام علیکم


این روزها دلم یک جا بند نمی شود
گاه به نجف زیر ناودان طلا می رود... گاه به قبرستان بقیع...گاه به گودی قتلگاه ، گاه به تل زینبیه!
اما نمی دانم چرا هر جایی که دلم پا می گذارد ... دردواره های دل زینب (س) آنجا را زینت داده است!

التماس دعا
پاسخ:

سلام

        زینب ...


احسنت
یاعلی
سلام با عرض پوزش
هرچی سعی کردم و با خودم کلنجار رفتم نتونستم این داستان هندی رو باور کنم
خدا خیرتون بده
پاسخ:

سلام

         چرا؟؟؟ باز فلسفی رفتی جلو داداش 


مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد(حافظ)

همانطور که میدانید منظور این شعر درباره ی حضرت علی میباشد که
حافظ به حضرت آدم می گوید :میرید پیر مغانم (حضرت علی علیه السلام) زمن مرنج ای شیخ(حضرت آدم علیه السلام) چرا که وعده تو کرده ی (اشاره به داستان حضرت آدم که علی رغم ممنوعه بودن گندم باز گندم را خورد)و او بجا آور(منظور : قرار بود تو گندم ممنوعه را نخوری ولی علی علیه السلام حتی گندم حلال را هم نخورد)
سلام
خدا قوت...
شهادت مولا رو تسلیت میگم.
با سه طرح برای حضرت امیر (ع) بروزیم.

التماس دعا
پاسخ:

سلام

       بر شما هم تسلیت


میرسم خدمتتون

۰۹ مرداد ۹۲ ، ۰۴:۲۷ یک آخرالزمانی
بسیار عالی اینشااالله که نظر میکنند
التماس دعا
یا علی
پاسخ:
ان شاالله
۰۹ مرداد ۹۲ ، ۰۳:۳۹ محمد حسین خانی کوثرخیزی
بوتراب بهت نظر کنه
ممنون
پاسخ:
ایشالا
التماس دعا!
پاسخ:

به به جناب وجدان منور کردید 

بالامجان میگفتید شتری  گوسفندی قربونی میکردیم


محتاجیم!!

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

می‌رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو، تو را می‌خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می‌خواهد

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه‌ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می‌بستی
وای اگر پارچه زرد به سر می‌بستی

در هوا تیغ دو دم نعره هو هو می‌زد
نعره حیدریه «أینَ تَفرو» می‌زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشا‌ن‌ها نخی از وصله نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می‌گوید
«ها علی بشرٌ کیفَ بَشر» می‌گوید»

سید حمیدرضا برقعی
پاسخ:

سلام

        بسیار زیبا بود 

                          این شعر دل رو آروم میکنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی